الشيخ أبو الفتوح الرازي

215

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

در او مىنگريدندى تا از چشم ايشان ( 1 ) ناپديد شدى ( 2 ) و گفتند : بغبّ فرود آمدى ، روزى آمدى و روزى نه ، چو ناقهء صالح كه روزى شير دادى و روزى نه . خداى تعالى گفت : من اين خوان ( 3 ) براى درويشان ( 4 ) فرستادم . توانگران را در آن ( 5 ) نصيب نيست از آنچه از شكّ و نفاق ايشان شناخت ( 6 ) ، عند آن اظهار كفر كردند و گفتند : اين چه محال باشد ، كس ديد خوانى كه از آسمان ( 7 ) فرود آيد خداى تعالى وحى كرد به عيسى ( 8 ) كه ( 9 ) : من بر مكذّبان شرط هلاك كرده‌ام . عيسى - عليه السّلام - گفت : اى قوم مستعد باشى ( 10 ) عذاب خداى را : عيسى - عليه السّلام - گفت : * ( إِنْ تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبادُكَ وَإِنْ تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ) * ، آنگه عذاب فرستاد و سيصد و سى و سه مرد را از ايشان مسخ كرد با قرده ( 11 ) و خنازير . به شب بخفتند ( 12 ) به ( 13 ) حال صحّت و سلامت بامداد برخاستند ( 14 ) ، به اين صفت در راهها و تونها ( 15 ) مىگشتند و پليدى مىخوردند . مردم چون آن ديدند فزع كردند با عيسى و با او گرويختند ( 16 ) و بر ايشان بگريستند و عيسى - عليه السّلام - يك يك را از ايشان به نام مىخواند و ايشان جواب نمىتوانستند ( 17 ) دادن ، به سر اشاره مىكردند سه روز همچنين ( 18 ) بماندند ، آنگه هلاك شدند . و قولى ديگر به روايت امير المؤمنين على - عليه السّلام - از رسول - صلَّى اللَّه عليه و سلَّم - برفت در خبر ( 19 ) دراز في قوله تعالى : مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّه كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ ( 20 ) ، به اعادت

--> ( 1 ) . لت : همه‌شان . ( 2 ) . لت : گشتى . ( 3 ) . لت از . ( 4 ) . لت مستحقان . ( 5 ) . لت روزى . ( 6 ) . لت : شناختم . ( 7 ) . لت زمين . ( 8 ) . لت عليه السّلام . ( 9 ) . لت اى عيسى . ( 10 ) . مج ، وز ، مت ، آج ، لب ، مر : باشيد . ( 11 ) . آج ، لب : قروده . ( 12 ) . مج ، وز ، مت : بخفتند . ( 13 ) . مج ، وز ، مت ، لت : با . ( 14 ) . اساس ، آن : برخواستند ، با توجه به مج تصحيح شد ، مج ، وز ، مت ، لت : در روز آمدند . ( 15 ) . لت صحراها . ( 16 ) . مج ، وز ، مت ، آف ، لت : گريختند . ( 17 ) . آن : نمىدانستند . ( 18 ) . لت : اين چنين . ( 19 ) . مج ، وز ، مت ، لت : خبرى . ( 20 ) . مج ، وز ، مت ، لت ، مر : معنى آن كه .